سال ۴۰۱ بود که میخواستم vue js یاد بگیرم - تاریخ: 1405/5/8 ساعت: 10:30
آذر ماه سال ۴۰۱ بود که شب و روز داشتم تلاش میکردم تا vue js یاد بگیرم و از اون طریق راهی پیدا کنم برای ورود به شرکت مس تقریباً سه سال از اون موقع گذشته و بیش از یک ساله گه در شرکت مس شاغلم ، اگر چه هیچ وقت با vue js وارد مس نشدم، اما اون دو هفته ای که تلاش متمرکزی داشتم خیلی بهم کمک کرد دوباره توانا...
Hi mr Vue - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 19:02
ساعت حوالی ۴:۴۰ صبح است، بعد از مدتها دوباره شروع کردم برنامه نویسی رو اون هم با یه آقای جنتلمن به نام ویو جی اس...اولین پروژه ام رو امشب منتشر کردم به امید استمرار... Adblock test (Why?)
۱ به نام خدا - تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 1:43
اولین روز سی و سه سالگی، با جواب دادن به پیام های تبریک تولد گذشت. شب هم میهمان محمد بودیم...
بازگشت - تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 1:43
بلهرفتم و گشتامو زدم ... یه ده سالی طول کشید تا بالا و پایین و دیدم و ... باز برگشتم سر خونه اول...بله!بازگشت همه به سوی اوست، به اصالت خودشونه ...منم برگشتم به حودماما با یه کوله بار که پر شده از تجربه های تلخ و شیرین ...تجربه هایی که برای بدست آوردن شون گاهی بهای سنگینی پرداختم و گاهی با لطف خدا ا...
علی مرادی - تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 1:43
ناگهان همنشینت شدم در دلتنگی گریستم!
دریا - تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 9:16
دیروز صبح پیش از طلوع مثل یک قایق دل به دریا زده بودم ....دیروز غروب چند تکه چوب از من به ساحل برگشته است...حالا دل خوش میکنم به این فکر که او فردا غروب به ساحل می آید ، آتش روشن می کند و چند تکه چوبم را بر میدارد و توی آتش می اندازد ...
کاریکلماتور؟ - تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 9:16
میگفت کاش هشتپا بودمبرای ایستادن پای تو-------------گم نمیکنددست و پایش راهشتپا
xa0این روز تولدxa0هم گذشت... - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 9:11
شدم 31 ساله! اما شکر خدا خودم احساس می کنم 23 سالمه! امشب همراه با دیگر شرکت های مستقدر در مرکز رشد دانشگاه دعوت بودیم مراسم افطاری ، اون هم به میزبانی و دعوت آقای دکتر ملامحمدی از شرکت کاوشگران آب رفسنجان، یه دورهمی خوب بود ، امید بخش و خاطره انگیز ....
اولین روز معلمی - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 9:11
دیروز یکم مهرماه نود و هشت ، اولین روز شغلی من در کسوت معلمی بود، البته صحیح تر آن است بگویم در کسوت استادکاری و هنرآموزی. پیش رویم یک مسیر سخت، پر از مسئولیت اما شیرین وجود دارد.دارم فکر میکنم از همین ابتدای راه و از همین خشت اول چه هدف، برنامه و راهی را دنبال کنم تا ده سال بعد اگر به یکم مهرماه نو...
خسته ام.. - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 9:11
درست مثل بالا رفتن از کوه با پای برهنه و بعد پرت شدن از کوه با دست های بسته، خسته و شکسته ام...
یادداشت - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 9:11
اینجا هوا حسابی سرد شده و بخاری ای که با خودم آورده ام برای این خونه کوچیکه ... از وقتی از ادویه ها استفاده می کنم آشپزیم خیلی بهتر شده. معمولا حالم خوبه اما گاهی وقتا یهویی نسبت به خانواده و دوستام دلشوره و نگرانی میاد سراغم.دارم با مسئول پژوهشسرا همکاری می کنم و می خوام به دانش آموزا کمک کنم در جش...
کم حرفی ... - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 9:11
بعضی وقتا میام اینجا و چند دقیقه به این صفحه سفید ادیتور بلاگفا خیره می شوم....واقعا چی شده؟ چرا من دیگه حرفی برای گفتن ندارم!؟
تنهایی - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 9:11
تا همین چند ماه قبل که رفسنجان بودم و همیشه دور و برم شلوغ بود، فکر میکردم آدم تنهایی هستم، حالا مدتی است از رفسنجان آمده ام، از خودم خانواده و موقعیت هایم و همه ی آدم های زندگی ام فاصله گرفته ام و تنها زندگی می کنم، و این تنهایی باعث شده است تنهایی را بهتر از قبل بشناسم ... باعث شده است پای حرفهای ...
روز نوشت 3 اردیبهشت - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 22:12
چه فکرهای بزرگی توی سرم داشتم ، حیف... امروز رفتم شرکت سابق ... همکارهای سابق زنگ زده بودن که شرکت دوباره داره راه می افته بیا صحبت کن با مدیر شرکت و برگرد دوباره سر کار ... رفتم صحبت کردم ، میشه دوباره برگشت، اما تردید دارم، یادمه ماه های آخری توی شرکت بودم خیلی اذیت شدم بخاطر بی پولی و نا امیدی ، ...
چگونه؟ - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 22:12
29 سال و 11 ماه و 1 روز یا به عبارتی 10926 روز از تولد من گذشته و اگه در اثر سرطان و سکته و حادثه ای از دنیا نروم ، نهایتش 30 سال یعنی 10956 روز دیگه فرصت نفس کشیدن داشته باشم... مطمئنم در روزهایی که
آرزوهاتو بساز - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 22:12
میگن قبل از اینکه آرزو یا رویایی به ذهنتون برسه اول توانایی و استعداد رسیدن به اون در وجودتون قرار داده شده...
این روزها - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 22:12
دو سه روزه میرم شرکت یکی از دوستان، اونجا قرار شده صبح ها کمک دست اونها باشم در زمینه های طراحی و وب و عصرا هم معمولاً وقتم برای خودمه اما چون لبتابم خراب شده و سیستم خودم رو بردم اونجا ، عصرا هم اونج
سر درد - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 22:12
یه عالمه ایده و توانایی دارم اما نمیدونم کدوم یکی رو انجام بدم، شاید برای شما هم پیش اومده باشه، وقتی کارهای زیادی داشته باشید نتونید هیچ کاری انجام بدین.
تولدم مبارکم باشه - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 22:12
میگن تا سه نشه ، بازی نشه ...امیدوارم در سومین دهه ی زندگیم به اهدافم برسم
ممنونم که منو آزاد کردی - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 22:12
بیا به سال ها قبل برگردیمبه روزهایی که من نبودمو در حقیقت در سیاه چاله ی "نیستی" زندانی بودمآن لحظه ای که ناگهانخداوند خالق مهربانمن را به مهربانی اش از نیستی در آورد و هستی بخشید اکنون سی سال گذشته است و من هنوزبه شکرانه ی این حیات روشنآزادی ام را تولدم رابودنم راو لحظه لحظه ی زندگی ام را با تمام و...